X
تبلیغات
رایتل

هر وقت که بارون میزنه تورو کنارم میبینم

یادت می یاد هف هش ماپیش تو لنجون

راستش بابام جان ! دیشب داشتیم ولایت گردی می کردیم که در ولایت دوست بزرگوارمان جناب بیابانکی (سنگچین) این شعر را از ایشان خواندیم ، بعد هم فی البداهه پاسخی دادیم که گفتیم شما هم در مملکت خودمان آنرا بخوانید :

 

یه قول دو قول - امر خیر !

 

یادت می یاد هف هش ماپیش تو لنجون * / زدیم تو رگ دو دس چلو فسنجون

تو خواستی از من که بیام زنت شم / یواشکی وصله ی پیرهنت شم

گرفته بودی فال حافظ برام / نوشته بودی پشت کاغِذ برام !

یک شبه عاشقم شدی  طبیعی / شبیه ناصر ملک مطیعی !

می گفتی امر من یه امر خیره / بردی منو تو خونه تون ....و غیره !

حالتو بردی ما رو قال گذاشتی / رو ما علامت سوال گذاشتی

اونم عجب علامت سوالی / حالتو بردی نالوطی چه حالی

حالتو کردی اما مردم آزار / سی دی مو لااقل نده تو بازار !

* بعد التحریر : لنجون یا همان لنجان از توابع اصفهان است که برنج خوبی هم دارد ایضا !

 

ما هم این چنین پاسخ دادیم :

 

سی دی دیگه قدیمی شد عزیزم / با بولوتوث تو گوشیا میریزم !

دی وی دی شم دارم میدم به زودی / با دوبله و زیر نویس ... آخ ! چی بودی !!!

تا وقتی ساده مثل تو زیاده / دنیا به کام ما میشه چه ساده !

حالش جدا بردیم و حولش جدا ! / گلچین می کردیم ما فقط خوشگلا !

ما که به زور دست و پاتو نبستیم / با چرب زبونی تو دلت نشستیم !

خودت با عشوه هات به ما خط دادی / تو کافی شاپ به ما علامت دادی !

هی پاچه ها رو بردی بالا بالا / تنت رو ریختی بیرون ... آی ماشالا !

هزار و یک رنگ و بزک می کردی / خودت رو عین عروسک می کردی

حالا دیگه ما شدیم مردم آزار ؟!! / تو خود رو ارزون نفروش تو بازار !

 

اصلا آقا جان ! دروغ چرا ؟! بداهه بود دیگر ، یکهویی خودش آمد !

منبع