X
تبلیغات
رایتل

هر وقت که بارون میزنه تورو کنارم میبینم

اعتیاد بله ؟ نه ؟

دانشجوی سرشناس رشته ی حقوق : بنده به علت نادیده گرفتن حقوق در کشور به سمت این مواد گرویده شدم.

دانشجوی اقتصاد : مشکلات اقتصادی چنان بر دوشم بود که برای کم کردن بار آن دست در چنگال آن نهادم.

دانشجوی مدیریت : بنده در خانواده ای بزرگ شدم، که پدر و مادر توانایی اداره ی زندگی را نداشتند.

دانشجوی برق : متاسفانه قطعی بیش از اندازه برق در این مدت و تاریکی ما را به اعتیاد کشاند.

دانشجوی ادبیات : رفتار نا مناسب خیام و دیگر علما و اساتید برای ما نقش الگوی نا مناسبی را ایفا می کرد.

دانشجوی علوم سیاسی : احزاب مختلف در رقابت با هم حتی دست به معتاد کردن من نیز زدند..

دانشجوی ورودی جدید : تا پامون رو گذاشتیم، دانشگاه گفتن بیا اینو بزن شارژ شی! نا آگاهی آقا !

دانشجوی مترجمی زبان : وقتی می دیدیم تو خارج از کشور راحت مواد می زنن و کسی کاری نداره، تصمیم گرفتیم تجربه کنیم. نمی دونستیم که مواد اینجا نامرغوبه !

دانشجوی بازیگری و سینما : بهم پیشنهاد داده بودن نقش یه معتاد رو بازی کنم، باید انس می گرفتم. قاطی معتادا که شدم دیگه موندگار شدم.

دانشجوی طراحی : طرحی از چنگال اعتیاد برای این همایش کشیدم و همان چنگال از نقاشی اومد بیرون و منو در بر گرفت ( توهم فانتزی )

دانشجوی گرافیک : این مواد در رنگ های مختلف چنان جذب کننده بود که گویی از آسمان آمده.

دانشجوی کامپیوتر : شباهت واژه crack  در کامپیتور و کراک در مواد مخدر باعث شد تا ناخواسته به این راه کشیده شوم.

دانشجوی حسابداری : وقتی حساب های بانکی بنده به صورت چشم گیری رشد کرد برای تفریح دست به خرج کردن این پول ها در راه مواد کردم و اکنون با هم بی حساب شده ایم.

دانشجوی موسیقی : فیلم های نامناسبی همچون علی سنتوری باعث گمراه کردن بنده شد.

دانشجوی فلسفه : گفتند راهی یافتیم بسیار راحت تر از مراقبه و مکاشفه  ! لامذهب تا زدیم رفتیم به عرش کبریا !

دانشجوی ترم آخر : بسوزه پدر عشق و بی پولی !

و ...

در پایان این همایش پس از یک سخنرانی مفید همه ی دانشجویان ابراز تحول کردند و تصمیم به ترک گرفتند. این چنین که یاد گذشته ننگین خود افتاند و خواستند تا با دادن پیام هایی مردم را آگاه و هوشیار کنند.

دانشجوی سرشناس رشته ی حقوق : وقتی حقوق بنده کم است از کجا خرج مواد بیاورم، پس ترک می کنم.

دانشجوی اقتصاد : مشکلات اقتصادی با کشیدن چیز بد تر هم می شود.

دانشجوی مدیریت : بنده می خواهم ترک کنم تا خانواده ی آینده ی خود را به درستی اداره کنم.

دانشجوی برق : در هنگام قطع برق دیگر از پیک – نیک و گاز استفاده نمی کنم.

دانشجوی ادبیات : سعی می کنم به جای مواد زین پس خجالت بکشم.

دانشجوی علوم سیاسی : آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.

دانشجوی ورودی جدید : من تحت تاثیر این همایش دیگر نمی کشم.

دانشجوی مترجمی زبان : ترجمه کردن زبان انگلیشی شخت است ولی شختر تر اژ آن شنیدن ژبان یک معتاد اشت.

دانشجوی بازیگری و سینما :امید وارم با نقشی که در فیلم اعتیاد هرگز ، زندگی با نرگس، هم خودم و هم دیگران دست از اعتیاد بکشند.

دانشجوی طراحی :طرح چنگال اعتیاد را به طرح چنگال مایع ظرفشویی تاژ تبدیل کنیم.

دانشجوی گرافیک : چند رنگی مواد را نادیده بگیریم، و با خود یک رنگ باشیم. قالی از چند رنگی زیر پا افتاده است.

دانشجوی کامپیوتر : زین پس به جای واژه ی crack  در کامپیوتر از واژه رمز محمدی استفاده کنیم.

دانشجوی حسابداری : حسابم را خرج کردم مواد خریدم، مواد را ترک ( خرج ) خواهم کرد، تا حساب بگیرم.

دانشجوی موسیقی : بیاید به جای اعتیاد آهنگ پاکی بنوازیم.

دانشجوی ترم آخر : بسوزه هر چی مواد و ازین چیزای بده !