X
تبلیغات
رایتل

هر وقت که بارون میزنه تورو کنارم میبینم

من مجازی نیستم دوستت دارم باور می کنی؟

سلام. آقا اجازه؟ آقا ما یک سوالی داریم، ما الان ۵ سال است که در اینترنت هستیم، این چند ماه هم از عشقمان و تنهایی مان در اینترنت گفتیم. بهد از اینکه اینها را گفتیم یک عده ای گفتند “غصه نخور، ما هستیم، دوستت داریم آخه” و آقا ما هم خوشحال شدیم به جون خودمان. یک عده ای هم تلفن گرفتند و زنگ زدند و عده ای هم پیامک زدند گفتند “ما هم مثل تو تنها هستیم” و آقا همینطور الی آخر… بعد آقا راستش ما دیدیم در واقعیت که هیچکسی را نداریم عاشقش بشویم، خدا را داریم فقط که حساب عاشق خدا شدن از این چیزها جدا است، عاشق چند نفر شدیم که در اینترنت بودند و ایمیل داشتند و عکس دادند و اینا… بعد کلی هر شب باهاشون حرف زدیم آقا.

آقا به کسی نگویید ها، اما برای دو تاشون گریه هم کردیم… اما آقا وقتی میخواهیم بغلشون کنیم و بگیم دوستشون داریم نمیشه که… مانیتور همه اش جلومون هست… بعد آقا آدم بغضش میگیرد میخواهد آنهایی که آنطرف “یاهو مسنجر” هستند ببینند که چشمهایت پر از اشک شده، ببینند که راست میگویی، ببینند که نمیخواهیم گولشان بزنیم، ببینند که ما چقدر ساده هستیم… اما آقا باز هم نمیشه. آقا بعضی وقتها هم کارت اینترنتمان تمام میشود نصفه شب بعد یه جور بدی میشود…

آقا میخواستیم بپرسیم یعنی اینها که ما در مانیتور میبینیم واقعیت دارد؟ یعنی آنها حرفهای ما را باور میکنند؟ اصلا آقا یعنی ما برایشان مثل دوست هستیم یا نه، اصلا ما برایشان مهم هستیم؟ اصلا میدانند که ما بعضی وقتها هق هق میکنیم برایشان و دلمان خیلی تنگ میشود؟ آقا آخر آنها صدای شکستن قلبت را نمیشنوند که، کلی دور هستند از ما. آقا اگر ازت ناراحت بشوند و بخواهیم بگوییم چقدر دوستشان داریم آنها که نمیتوانند به چشمهایت نگاه کنند یا دستهای سردت را حس کنند… ما که نمیتوانیم توی موهایشان دست بکشیم و بگوییم “دیگه تکرار نمیشه”، ما که نمیتوانیم پیراهنشان را بو کنیم و سرشان را در آغوش بگیریم…

آقا آنها که نمیتوانند ببینند وقتی میگویند “دوستت دارم” ما چه خنده ی شیرینی روی لبمان می آید، آنها که نمیتوانند ببینند گلهای یاس باغچه ی ما چه بوی عجیبی میدهند، اصلا آنها که نمیتوانند نیمکت تنهایی و امید ما را توی پارک محلمه مان ببینند که هر روز رویش مینشینیم… آقا، یعنی این قلب ما وجود نداره؟ یعنی اینکه دلمون تنگ میشه همش خیالاته؟ یعنی اینکه دلمون میخواد از تک بودن راحت بشیم هیچوقت “واقعیت” نمیشه؟ ها؟ آقا تو رو خدا راستشو بگو بهم… آقا دلمون میخواد یه روز بریم شهرشون، یه روز که هر چقدرم دیر باشه اشکال نداره، اما بریم بهشون بگیم که ما واقعیت داریم، بریم توی چشاشون زل بزنیم و توی موهاشون دست بکشیم و بغض هم بکنیم، بعد بگیم “دوستت دارم”.